نمیدانم. . .
شاید به خاطر آنکه چهار حرف است، ساده اما گستره زمانی و مکانی اش فراتر از آنچه هست مینماید.
وهنگامی که میخواهد بر زبان آید از عمق وجود آدمی جان می گیرد.
فضایش برایم نامتعین است
غربت جایی ست که ندیدمش اما می شناسمش.
و. . .
برای آغاز کلام سخنها بسیارست !
باشد برای فرصتی مناسب ...