December 11, 2003

رقص پندار

غم پنهان مرا چشم سياه تو نديد
به لب خسته دلبسته من هوس کام نديد
من و بيهودگی اين شب تار
چه اميدی که تورا باز نديد
برو ای فتنه نا خفته جادوی شبم
که تورا جام تهی رقص پندار نديد

Posted by محمد طاهريان at December 11, 2003 5:34 PM
Comments