December 19, 2003

چه هياهويی !

کران تا به کران
پياله شوکران بر کف !

و من استاده در ته صف
غربت است اينجا...

همه " تن" هايند و من اينجا تنها !
همه آبستن شب وشب آبستن بی پايانی خويش

نه ملالی ! که در اوج کارزار عطش
خوشه چينان ِ آیه های پژمرده وحی
اخته ناباوری ِ باور ِ خويشند !

همگان مصطبه بر دوش ، منتظر
تا اشارتی جام در کشند....

ومن استاده هنوز در ته صف.....

Posted by محمد طاهريان at December 19, 2003 8:03 PM
Comments

آه خدايا........واحه چه زيبا...من اولين بار است كه پا در اين كلبه ي تنهايت مي گذارم...وچه پر شور به سودا زده ايم...وسلام دوست من...سلام

Posted by: سارا at December 20, 2003 11:36 AM