کران تا به کران
پياله شوکران بر کف !
و من استاده در ته صف
غربت است اينجا...
همه " تن" هايند و من اينجا تنها !
همه آبستن شب وشب آبستن بی پايانی خويش
نه ملالی ! که در اوج کارزار عطش
خوشه چينان ِ آیه های پژمرده وحی
اخته ناباوری ِ باور ِ خويشند !
همگان مصطبه بر دوش ، منتظر
تا اشارتی جام در کشند....
ومن استاده هنوز در ته صف.....
آه خدايا........واحه چه زيبا...من اولين بار است كه پا در اين كلبه ي تنهايت مي گذارم...وچه پر شور به سودا زده ايم...وسلام دوست من...سلام
Posted by: سارا at December 20, 2003 11:36 AM