December 23, 2003

بوی یاس...

گفته بودی که " چرا محو تماشای منی ؟
و آنچنان مات که يکدم مژه بر هم نزنی ! "

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی - فريدون مشيری -


بوی او می آيد...
... وجودم پر اوست
بيدار مکنيدم ...

Posted by محمد طاهريان at December 23, 2003 2:56 AM
Comments

مي آيي و دلي را مي خواني و هيچ نمي گويي...

Posted by: زني به نام سياوش at December 25, 2003 11:15 PM

بخواب...رفيق..در امتداد اين بو مست شو و برو جلو......بخواب....

Posted by: سارا at December 23, 2003 1:40 PM