December 30, 2003

و آخرين مشق...

mahi.jpg

زير و رو می کرد همه کيفش را
دفتر مشق شبش ز چه رو خالی بود!

پس کجا بود مداد رنگی او...
جای قرمز چرا خالی بود!

آه..! ماهی کوچک حوض!
که خدا می داند چقدر تنها بود...

Posted by محمد طاهريان at December 30, 2003 4:45 PM
Comments

زیبا بود.
وقتش رسیده که با امید بیشتر دوباره در پی ساختن باشیم.

Posted by: خیال تشنه at January 3, 2004 1:56 PM

مداد دست تست يه ماهي ديگه بكش، ماهي سرخ رو از تنهايي در بيار، قلم دست تست، دست تو

Posted by: Toranj at December 30, 2003 7:38 PM

ماهي كوچك حوض ما؛رفيق
دل به آن سرخي قلبت دارد
از چه رو مي گردي
دل به ان سودا زن
در نهان بي پروا
نامش را فرياد زن...

Posted by: سارا at December 30, 2003 6:53 PM