
زير و رو می کرد همه کيفش را
دفتر مشق شبش ز چه رو خالی بود!
پس کجا بود مداد رنگی او...
جای قرمز چرا خالی بود!
آه..! ماهی کوچک حوض!
که خدا می داند چقدر تنها بود...
زیبا بود.
وقتش رسیده که با امید بیشتر دوباره در پی ساختن باشیم.
مداد دست تست يه ماهي ديگه بكش، ماهي سرخ رو از تنهايي در بيار، قلم دست تست، دست تو
Posted by: Toranj at December 30, 2003 7:38 PMماهي كوچك حوض ما؛رفيق
دل به آن سرخي قلبت دارد
از چه رو مي گردي
دل به ان سودا زن
در نهان بي پروا
نامش را فرياد زن...