December 4, 2003

آنچه یافت می نشود...


واحه من موجودیتش ، تصویرش و تصورش برایم در لایه های انتزاع معنا میابد
هم هست ، هم نیست
همان چیزیست که در ذهن تو و دیگران که می خوانندش شکل خواهد گرفت
نه آن چیزی که در ذهن من شکل گرفته...
(لازم به ذکر است که دربیان این مفهوم، بکار بردن کلمه " شکل" خود شاید جای بسی سوال باشد وبه کاربردن آن،نادرست، تا وقتی به تعریف مشخصی از شکل نرسیده باشیم . آنچه مشخص میشود، میتواند موجودیتی عینی یابد واما تکلیف چه میشود وقتی صحبت از چیزی میشود که ماهییتی خارجی نداشته ؟ وآیا باز باید از واژه " شکل " بهره جست؟! )
همه اینها و همه آنچه که سرآغاز نوشته هایم را با آن آغاز کردم یعنی " واحه " ، سایه ایست از آنجا در غیاب نور
پس ببخشائیدم وبر من خرده مگیرید.

Posted by محمد طاهريان at December 4, 2003 3:12 PM
Comments

سلام ، رسيدن به خير ... آميدوارم هميشه پرنگار باشيد و واحه‌یتان برهوت نشود...
قلمتان پرتوان

Posted by: صاحب زخمه at December 4, 2003 8:59 PM

با سلام و خوش آمد به جمع ما و آرزوی خلق زیباترین ها

Posted by: homeira at December 4, 2003 7:53 PM