December 5, 2003

یادگار تو

در شبی دراز آنگاه که صدای باران اندیشه مرا بر زبان آورد،

تنها تورا شنیدم
تنها تورا
تنها تورا که هیچگاه نشنیدیم

ای کاش میدانستی که...
چه زیباست باران

وچه زیبایی تو
وچه دیوانه من

که برایت میمانم
که برایت میمیرم
...

نگاه کن
یادگار توست در شبی چونین
که مرا بی تو به تو باز آوردست.

Posted by محمد طاهريان at December 5, 2003 5:14 PM
Comments

از آن روز كه تو را ديدم خود را ديگر نديدم

Posted by: مهدی at June 5, 2004 4:07 PM

سلام
کاش می دانستم چیست؟
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست.

Posted by: مهدی at June 5, 2004 4:04 PM

در او بمان

Posted by: Toranj at December 26, 2003 12:18 PM

خيلي خوب نوشتي . آفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرين . ولي انگار سانسوري داره ! يا يه چيزي كم داره يا جاي كار بيشتري داره !

Posted by: آيلين at December 13, 2003 10:57 PM