
عجب نيست...
می شود گاهی هم بر منصب صدارت نشست و خدايی از خدايان شد
سالها بر همين منوال می گذرد و گاهگاهی کودکی گستاخ بی آنکه بدانی برايت شکلک خواهد کشيد
باز هم مغرورانه بر رسالت خويش می مانی و می مانی...
تا بر مردگان جهل خويش ، نمرده و مرده نگه تيز کنی!
چرا خيلي عجيب است!!!!!!!!!!
Posted by: سپيده آريان at January 3, 2004 6:58 PMآبي رنگ آسمان و دريا ، رنگ مهر، چرا نيمه تمام و شكسته! با اون خورشيد سپيد خندان، اين خدا اينجا چه مي خواهد؟
Posted by: Toranj at January 1, 2004 12:02 PMعجيبا!!!چگونه خدايان برآن كودك گستاخ خشم نگرفتند!
همگي يمان اغلب بر اين منصب جا خوش مي كنيم بي آنكه بدانيم چگونه تيشه به ريشه ي هستي يمان تيز كرده ايم...نه بر مردگان جهل جويش!