شمع پنهان شده ای و تب يلدای شبی
نفس گرم تو و آتش پنهان کسی
سايه و برگ گل و شمع بر افروخته ای
حسرتم خواب گلی! شمع نيفروخته ای
واحه زيبا تر شده است موفق باشي
نفس گرم تو و آتش پنهان کسی... چقدر قشنگه اين بيت.
اگرم نيست حضور، به نفس مي سازم، كه نفس عطر نگاه تو در ايينه تكرار من است.
Posted by: Toranj at January 5, 2004 4:51 PMاگرم نيست حضور، به نفس مي سازيم
Posted by: Toranj at January 5, 2004 4:41 PMمي فروزد روز ي از پس آن تيره شبي....
در دلت مي سازد آتش حسرتها...