و چه بی جايند در و اين ديوار
پله ها ، اين سقف
من برون از ديوار
وز پس اين درها
در به در با تو همه جا می مانم
که چه بی تابم من
نگهم می ترسد
که نترسی شايد ز سگ همسايه
من تورا
كودك را
از پس فزداها يك نفس....
آه آري در به در با تو غريب مي مانم....