- گل من!
هستی هنوز؟
- چرا که نباشم!
- آه، نازگل من، پس کجايی؟
سردمه! به خدا سرده اينجا!
- همينجام، صدام کن، بلندِ بلند، که اومدم صدام کنی
قاب خالی رو از پنجرت پاک کن، دوباره بکش، نگاه کن که من اينجام، پيش تو
- سردمه، دستام...
- دستاتو بدش به من
يه چايی بريزم؟
- بريز...
اما تکليف هندسه و اضلاع گمشده چی می شه؟!
- مهم نيست خلاصه یه جايی پيدا می شن
- من هنوز گيجم...
ضلع بعدیه دايره؟!!!
آخه من تو کدوم کنج بشينم و به چشات زل بزنم!
آخ گل من، بارون!
خاک ُ تبدار می کنه، آدم ُ عاشق ميکنه
بذار تو چشات نگا کنم
اگه می شد، اگه می شد، واسه چشات یه شعر می گفتم!
- بگو گل من، بگو...
- نم نم بارون
نم نم بارون
نم نم با...
- عزيزم
- نه نميشه، ن... می... شه...
- آروم... آروم...
آروم باش عزيز دلم
صورتت خيسِ خيس شده گل من!
عينکتُ بردار...
- نه! يه فيلتر تازست واسه چشای ضعيف!
- فيلتر؟
- آره، اينطوری ميشه بهتر ديدت!
- اسمشُ بذار آيیه ظهور، ذوق مستی، يا هرچی که فکر می کنی...
- چت شد يهووکی ؟!
- هيچی، ترسيدم يه دفعه يخ بزنم!
- واست پتو بيارم؟
- نه، زير پتو يخ می زنم!
رو دستم طرح آتيش می کشم
اگرم بشه گوشه پنجره هم شکوفه ياس
رويه شاخشونم یه لونه ُ دوتا گنجيشک که صداشون کنيم گنگيشک و بعد بلند بلند بخنديم...
- پيشتم، نگاه کن، محکم ِ محکم
- آه... گل من، ناز من
من دارم گرم مي شم، نگام کن...
پيش توام، پيش نفسات، پيش نگات
ديگه حتی طرح آتيشم نمی خوام
نگاه کن گل من، نگاه کن
طرح مبهم هندسه زاويه ها...
...
طرح دلتنگي!
Posted by: Yas at March 16, 2004 9:11 AM