June 26, 2004

در شب من

پشت اين ديوار
چينه کهنه باغ
بوی باران دارد
بوی يک وسوسه پرخواهش
و چه نازک طرح مخمل زده است
آسمان شب من، تن محجوب تو را
راستی، شب تو نور دارد هنوز؟
روی ديوار گلی طرح فانوس مانده از من هنوز؟
...
پشت اين فاصله ها من تو را می بينم
و به ياس می نگرم
فصل ياس می گذرد
بوی ياس اما يادگار می ماند
منتظر می مانم
که بيايی يکبار
که بميرم اينبار

Posted by محمد طاهريان at June 26, 2004 12:49 AM
Comments

دل من گاهي بي تاب نگاهي خالي است..ابر چشمم غمگين..هوس شاخه اناري دارد كه رخي ناپيدا است پشت آن وسوسه ها خواهش ها..شاخه خشك انار پشت دلواپسي ام مي شكند..ابر من مي گريد...و دل نازك تو تركي بر مي دارد تا ...

Posted by: nc at June 27, 2004 1:02 PM