عطر گل خاطره عطر کسی است که نمیدانيم کيست
میآيد يا رفته است
پنج سال از اولين ديدار و آخرين ديدار میگذرد
شبی در ستاره باران حضور او در سمنان و خلوت سه نفريمان
برايم گفت " ای دل دل يک دله شو..."
برايم گفت ...
حالا از او چه بگويم جز اينکه او عاشق بود، تنها بود و چه غريب...
...
دلم گرفته
دلتنگم، دلتنگ
من پناهی رو از نزدیک ندیدم، ولی یکی از خاطرات کودکی من هست.. می گفتند .. زندگیش مثل کاراکترهایش در فیلم ها.. ساده است... می گفتند، مثل فانوس خیال زندگی می کند... دوست داشتم ببینمش... خیلی ها رو دوست داشتم از نزدیک ببینم.. مثل رضا ژیان و ...
Posted by: محمد جواد طواف at August 9, 2004 8:49 AM