August 9, 2004

يادگار...

panahi.jpg 


       عطر گل خاطره عطر کسی است که نمی‌دانيم کيست
                      می‌آيد يا رفته است


پنج سال از اولين ديدار و آخرين ديدار می‌گذرد
شبی در ستاره باران حضور او در سمنان و خلوت سه نفريمان
برايم گفت " ای دل دل يک‌ دله شو..."
برايم گفت ...
حالا از او چه بگويم جز اينکه او عاشق بود، تنها بود و چه غريب...
...
دلم گرفته
دلتنگم، دلتنگ



Posted by محمد طاهريان at August 9, 2004 5:00 AM
Comments

من پناهی رو از نزدیک ندیدم، ولی یکی از خاطرات کودکی من هست.. می گفتند .. زندگیش مثل کاراکترهایش در فیلم ها.. ساده است... می گفتند، مثل فانوس خیال زندگی می کند... دوست داشتم ببینمش... خیلی ها رو دوست داشتم از نزدیک ببینم.. مثل رضا ژیان و ...

Posted by: محمد جواد طواف at August 9, 2004 8:49 AM