
تا كجا مي توان نوشت براي تو كه در حجاب اين پرده ها نهاني و آشكار بر همه
سراغ تو را از كه بايد گرفت؟! از تو و يا نه! از او، همان كه در سحرگاهان نيايشم برايم از تو نشان مي گذارد پاي هر كلام بي هيچ پوششي؟
تو خداي اويي و او خداي من!
پس تو نيز خداي خداي مني، تمام او و تمام من، تماميتي بي زوال سايه افكنده بر ما
مگر نه اينست كه صدايت مي كنيم در اين همه نياز به اشتياق و توسّلنا بك؟
پس كجايي در اين حجاب كه مي دانم واقفي به حق بر حاجاتمان؟
بشنو دراين سحرگه صداي بنده مهجورت را...
كه از بركت اوست الفت امروز من بر تو، از پنجره هستي تو و ازين همه آيات، نگاه او را ميعادگاه ديدار تو ساخته ام، من در او گره خورده ام و تو را از نو در او يافته ام
نعوذ بالله برايت شريك نتراشيده ام، نه...، هيچگاه! گوشه اي از دامان تو را گره خورده براين خاك يافته ام
و چه خوش پيداست از حريم تو نقشي بر سفالينه جانم:
گرمي آغوش او
و تا هست، عطر حضورت در ذرات وجودم بيداد مي كند
مي خواهم تا هست، بمانم بمانم بمانم ونفس از او تازه كنم
مي شنوي...
سلام دوست عزیز
این بار با خدای خود به صحبت نشسته اید و با این آهنگ وطنی پنجه به دل غبار گرفته ما می زنید. من انسان را خدا می بینم و توان را از خدا می جویم. رنگ خدای من سبز است. رنگ خدای شما چه رنگی دارد؟
سرافراز باشید
سلام. از اينكه به وبلاگم سر مي زني و تشويقم مي كني ممنونم. كار تحقيقاتي روي اوليگونوكلئوتيد ها رو در ياريس انجام دادم. در حال حاضر در مونترال كانادا هستم اما براي اينكه كتابهاي شعرم رو ببيني وقتي اومدم ايران باهات قرار ميذارم كه همديگر رو ببينيم. يه بحث فلسفي تخصصي توي وبلاگم گذاشته ام. به محض اينكه امتحاناتم تموم بشه مفصل به اين بحث خواهم يرداخت. شاد باشي.
Posted by: ترانه جوانبخت at November 6, 2004 9:31 PMآقای طاهريانِ عزيز!
ای-ميلِ شما را نيافتم، ناگزير اينجا مینويسم. اگر شما در ايران هستيد، میتوانم کتاب را برایتان ای-ميل کنم. لطفاً به آدرس ای-ميل من نامه بفرستيد.
با احترام
مهدی خلجی
سلام اقا محمد .كلامت چه قدر دلنشينه . كلمه هارو چه زيبا كنار هم مي چيني.من چند وقتي هست كه با وبلاگت دارم حال ميكنم .اما اين اولين دفعه اي هست كه كامنت مي ذارم .موسيقي كه گذاشتي واقعا ادمو توي يه حال و هواي عرفاني مي بره . خلاصه اينكه خوش قلم باشي عزيز .ايام به كام.
Posted by: mrh at November 4, 2004 5:43 AMدر مسلخ عشق جز نكو را نكشند
Posted by: Toranj at November 1, 2004 10:37 AM