February 26, 2005

پيدا شو، پيدا...

Posted by محمد طاهريان at 1:05 AM | Comments (13)

February 16, 2005

دریا


پشت پلكهای گرم من
لبهای انتظار تو‌ست
مهمانم كن دریا
بگذار چشم بگشایم
این وسعت بی انتها را

Posted by محمد طاهريان at 4:34 PM | Comments (6)

February 13, 2005

ادامه داستاني كه هيچگاه ننوشتم:

         شهميرزاد - بهمن ماه 1383
 


بازي تنهايمان در برف
و باز آتش و آتش
تكرار طعم چاي
ميان لب هاي تو
لب هاي من
داغ و پر عطر
تمام، نيمه ناتمام سيب گلاب
دست ها در پيچ و تاب
كلمات مي رقصند
كه بايد برگردم
يك بار
يك بار
تا دوباره
و اين بار از نو
باهم
باهممممممممم

Posted by محمد طاهريان at 1:18 AM | Comments (3)

February 5, 2005

وسوسه عاشقي



                  طراحي با مداد، بهمن 1383
     
اوج مي گيرم در نگاهت، بالاتر و بالا، و باز مي بينم كوچكي ام را در آفتابي ترين شعر حضورت
كاش مي توانستم بنويسم وقتي بوي ياس مي آيد و عطر نارس سيب هاي وحشي
كاش مي توانستم بنويسم وقتي امشب در آبي پراهنت چشمانم را بسته ام
كاش مي توانستم بوي تنت را شبانه از خدا براي خدا تا ابد بدزدم
كاش...
امشب پرم از بهانه، نبايد مي گفتم و گفتم! بگذار دل به بهانه تو بمانم بي بهانه
سر بر سينه تو بگذارم و آرام، آرام، آرام...

Posted by محمد طاهريان at 2:43 AM | Comments (4)