February 16, 2005

دریا


پشت پلكهای گرم من
لبهای انتظار تو‌ست
مهمانم كن دریا
بگذار چشم بگشایم
این وسعت بی انتها را

Posted by محمد طاهريان at February 16, 2005 4:34 PM
Comments

سلام. به به آقاي محمد. چه خوش قدم هستيد كه به وبلاگ من سرزديد. دوست دارم در بحث متافيزيك من شركت كنيد. شعرتون آرامش بخشه. حس خوبي بهم داد وقتي خوندمش. درياي انديشه يلكهاي ما رو نوازش ميده و بوسه بر اونها مي زنه. چه خوب خواهد بود امواج درياي انديشه رو با بوسه هاش براي ديگران هديه بياريم و شما در شعرتون اين هديه رو به من و ديگر مخاطبين وبلاگتون داديد. يايدار باشيد.

Posted by: ترانه جوانبخت at February 19, 2005 3:41 AM

رد آشناي توست كه چنين بي تابم نگاه داشته!
وقتي بوي ياس مي آيد!
وقتي خانه ات را دريا مي كني و دريا مي نويسي...

Posted by: خلوتگزيده at February 19, 2005 12:35 AM

بگشاي كه دلتنگ مهماني نورم. بگشاي

Posted by: Yas at February 19, 2005 12:07 AM

سلام ... چه زيبا و با سليقه ... خوشحال مي شم به من سر بزني ... دوست دارم از نظراتت استفاده كنم ... منتظرتم

Posted by: مهديارخليلي at February 17, 2005 10:19 PM

دريا اگر دريا باشد بگذار ما را در خود فرو برد.

Posted by: پرنيان at February 16, 2005 11:00 PM

اما دریغ و درد از روزی که این دریا با خروشی سرد همه چیز را در خود فرو برد!

Posted by: کامه at February 16, 2005 6:36 PM
Post a comment









Remember personal info?