پشت پلكهای گرم من
لبهای انتظار توست
مهمانم كن دریا
بگذار چشم بگشایم
این وسعت بی انتها را
سلام. به به آقاي محمد. چه خوش قدم هستيد كه به وبلاگ من سرزديد. دوست دارم در بحث متافيزيك من شركت كنيد. شعرتون آرامش بخشه. حس خوبي بهم داد وقتي خوندمش. درياي انديشه يلكهاي ما رو نوازش ميده و بوسه بر اونها مي زنه. چه خوب خواهد بود امواج درياي انديشه رو با بوسه هاش براي ديگران هديه بياريم و شما در شعرتون اين هديه رو به من و ديگر مخاطبين وبلاگتون داديد. يايدار باشيد.
Posted by: ترانه جوانبخت at February 19, 2005 3:41 AMرد آشناي توست كه چنين بي تابم نگاه داشته!
وقتي بوي ياس مي آيد!
وقتي خانه ات را دريا مي كني و دريا مي نويسي...
بگشاي كه دلتنگ مهماني نورم. بگشاي
Posted by: Yas at February 19, 2005 12:07 AMسلام ... چه زيبا و با سليقه ... خوشحال مي شم به من سر بزني ... دوست دارم از نظراتت استفاده كنم ... منتظرتم
Posted by: مهديارخليلي at February 17, 2005 10:19 PMدريا اگر دريا باشد بگذار ما را در خود فرو برد.
Posted by: پرنيان at February 16, 2005 11:00 PMاما دریغ و درد از روزی که این دریا با خروشی سرد همه چیز را در خود فرو برد!