مثل تو مثل دستهاي ناب. دست خالي است اين روزها از طرح هاي پيشيني مثل اين!
Posted by: parnian at June 25, 2007 3:36 PMسلام
خیلی زیبا بود
همیشه واحه شما پر از سرمستی
سلام..زيبا بود ...سرمستي در غربت...موفق باشي
Posted by: فانوس خیس at April 17, 2005 10:38 PMنمي دانم كه اين چه حسي است كه از اين تصوير مي گيرم(!) زيباست محمد جان. بسيار زيبا. آنقدر كه بيش از هميشه اينهمه هنر را در وجودت تحسين كردم؛ اينهمه توانمندي!
اما حس مي كنم نوعي دوري و بي خيالي در اين تصوير هست شايد هم بي تفاوتي(!) با باقي كارهايت فرق مي كند حال و هوايش. زن با چشماني بسته و لبخندي كه از رويايش بر صورت دارد روي از تو برگردانده! انگار كه جداست از هرچه از آن تو و اين نقش است! نمي دانم(!) برايم كمي گنگ و سنگين است انگار!
محمد جان، درست فهميدم؟
به نام حضرت عشق
سلام به شما كه واحه تان هر دم نقشي دگر ميزند اهورايي:
چه مي خواهد اين نگاه شور انگيز در گذار نسيم و تپش پنجره ؟
چه نشانده در دلش اين شميم مبارك انارهاي .......
مي جويم هزارباره اين لحظه هاي قدسي را كه بر حضورشان عاشقم.
سبز باشيد و مهرتان پايدار.
دستت پرتوان زيباتر از هميشه . نقش خيالهايت زيباتر از هر حضوري است.بگذار خيال بماند
Posted by: Parnian at April 14, 2005 2:19 PMهوای پیرهن چاک آن پری است که ما را
کشد به حلقهی دیوانگان جامه دریده