چه سخت است با کلمات و تکرار حروف چیزی را بیان کنی که نمیدانی چیست و میدانی! دیدهای که عطر خوش کوچه باغهای انار و گاهگل از خود بیخودت کند و بمانی و ندانی تا کجا بدوی با پای برهنه و خیس، تبدار، عاشق؟
وقتی نگاهم میکرد داغ بودم و در تب چشمانش عریان. میخواستم پنجههایش تا ابد بنوازد و زمان آهستهتر بگریزد. براستی که قداست و آرامش وجودش پیدا بود در هر پنجهی ساز او و آشنا در زمزمهی هر نفس خوشالحانش.
جای دوستان و آنانی که دلیل این دیدارشدند خالی! کاش میبودند و با گوش دل میدیدند و میشنیدند! بی سبب قرعه به نام من افتاد و بی شک این همه بیش از آنی بود که من لایق آن باشم!
مگر میشود کارهایش، و بهتر بگویم، سوز و گداز جانش به حق به جان آدمی ننشیند؟! که اینها عاشقانههای اوست و در یک کلام، نقش عشق.
اما چرا نقش؟! از من بپرسید که گاه به گاه با خون دل پردهای مینگارم و آخر هیچ! امیرحسین نه به عقیدهی من که به حتم، او با پرده پردهی سازش نقشی دگر میزند و هربار پردهای ناتمام در تلالو و بازی رنگها میآفریند بیرنگ.
همت بلندش را میستایم و دستان هنرمندش را عاشقانه میبوسم.
این روزها همهی وجودم "صبح، بهار، باران" را که دستمایهی هنرش هست و بس، زمزمه میکند و با هر صبح تمنای بارانی دوباره دارد و دیداری نو.
ناگفتهها بسیار است و هر چه من بگویم کم. دوست عزیزمان پرنیان چونان نیک و بهجا از این دیدار قلم زده که من ماندم چه بنویسم! اما در آخر همین را اضافه میکنم که:
" امیرحسين عزیز، سپاس و درود بیحد بر این همه مهربانی تو"
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من.
گالری شما را دیدم واحه جان. پیش تر از اینها حدسش را زده بودم که چنین انتخابی از فرم و احساس به جز کار یک هنر مند نمی توتند باشد.
قلمت پر توان باد
دختر بس
غم عشق آمد و غم های دگر پاک ببرد
سوزنی باید کز پای درآرد خاری
واحه جان گالری شما هم دیدم باید پیش از این حدسش را می زدم که چنین انتخابی از نوشته و نگاره به جز کار یک هنر مند نمی تواند باشد.
قلمت پر توان
دختر بس
آشنا و دلنوازید...خوشحالم که این وبلاگ را پیدا کردم و البته دیگر دوستان حلقه ملکوت را...یا حضرت عشق!
Posted by: کتایون at April 27, 2005 4:40 PMروز خوبي بود. صداي ساز و صداي امير و بوي مهر و باران آميخته در گرمي حضور دوست
Posted by: پرنيان at April 27, 2005 9:21 AMسلام
...بایدت چوبه ساز از رز نابی باشد
که چنین میبرد از حال مرا دیگر بار...
واقعا آلبوم زیبایی هست هم بلحاظ آهنگ هم آواز
موفق باشی بروزم
ساقی، تو بده باده ومطرب تو بزن رود
تا می خورم امروز، که وقت طرب ماست