January 8, 2006

هم‌آوائی

آبرنگ/1384

رنگ‌ها را که می‌نشانم کنار هم روی پهنه‌ی خاکستری کاغذ، نفس خاک را می‌شنوم، و صدای تو که در آرامش خدای‌گونه‌ات فارغ از هر رنگی صدایم می‌کنی. والله اگر هرم نفس‌های تو نباشد هیچ رنگی در دستان من صدای رنگی دیگر نمی‌شود، تا شادی کودکانه‌ی لحظه‌های بودنمان را با رنگ، بی‌رنگ بنویسد: " تو"

Posted by محمد طاهريان at 2:58 PM | Comments (2)