
رنگها را که مینشانم کنار هم روی پهنهی خاکستری کاغذ، نفس خاک را میشنوم، و صدای تو که در آرامش خدایگونهات فارغ از هر رنگی صدایم میکنی. والله اگر هرم نفسهای تو نباشد هیچ رنگی در دستان من صدای رنگی دیگر نمیشود، تا شادی کودکانهی لحظههای بودنمان را با رنگ، بیرنگ بنویسد: " تو"
تو!!
Posted by: مهندس at January 9, 2006 3:20 PMدوست دارم..."زیاد" ، باور کن
Posted by: to ham bego bahar at January 9, 2006 1:16 AM