به ذکر تو میگذرد امشب نیز...
آنگاه که تنات عاشقانه برخواهد خواست
آهسته پنجره را باز کن
پیراهنات را ببین!
من با چشمان خیس بوسههایم را آنجا کاشتهامو تو را
گیسوانات را
و حتی نوازش سرانگشتانات رادر خلوت خویش به سماع نشاندهام.