قرارمان شد که برایت بنویسم، امشبام را با تو و خیلی حرفهای دیگر!
تو که باشی همهچیز بهانه میشود، حتی یلدا! پس بهتر که از بهانهها ننویسم، حتی از انارهای سرخ وسوسه انگیز و این شمع نیمه جان. از تو که بنویسم خیالام راحتتر است. راستی خیال!! مگر راحت میشود؟! تقصیر من است که یاد نگرفت چگونه از تو بنویسد!
تو بگو چه کنم؟
دستهایم مال تو و حالا لبهایم...
تو بخوان.