December 22, 2006

یلدا

قرارمان شد که برایت بنویسم، امشب‌ام را با تو و خیلی حرف‌های دیگر!

تو که باشی همه‌چیز بهانه می‌شود، حتی یلدا! پس بهتر که از بهانه‌ها ننویسم، حتی از انارهای سرخ وسوسه انگیز و این شمع نیمه جان. از تو که بنویسم خیال‌ام راحت‌تر است. راستی خیال!! مگر راحت می‌شود؟! تقصیر من است که یاد نگرفت چگونه از تو بنویسد!
تو بگو چه کنم؟
دست‌هایم مال تو و حالا لب‌هایم...
تو بخوان.

Posted by محمد طاهريان at December 22, 2006 12:45 AM
Comments

salam
age mishe darmorede khodeton benevisin.
dost daram bedonam in neveshtehaye ziba ra ki minevise
merc
bye

Posted by: zahra at January 7, 2007 4:28 PM

سلام
اینها نقاشی های خودتون است؟

Posted by: سبز at January 7, 2007 3:48 PM

سلام
رنگ صفحه رو عوض كردي چقدر بهتر شد.......
يادداشت هات باز هم زيباست......................................مثل هميشه

Posted by: *** at December 24, 2006 12:40 PM

سلام
نقاشي هاتون عاليه
موفق باشيد
ابرنگ هاي منو هم ببينيد
از نظزتون استفاده مي كنم.

Posted by: متين at December 23, 2006 12:37 PM
Post a comment









Remember personal info?